
سلام رهگذر!!! ممنونم گاهی به وبلاک کوچک و تنهای من سر می زنی و باهام همنوا می شی ..دیدار تو از نوشته هام و نظرت منو شاد می کنه ...ممنونم دوست خوب من!!!! ...
ادامه مطلب
کاش سرمی زدی به کلبه تنهاییم که من هر چه دارم در این کلبه دارم .... گفته و نگفته هایم ...دلم برای دریا تنگ است...برای ساحلش و موجهای آب گرم تابستانی اش ... میخواهم شنبه اول هفته ام را کنار دریا باشم و مرور کنم همه خاطراتم را ... میخواهم خودم و تنم را به دریا بسپارم و از آن لذت ببرم ..زیرا فقط در آغو...
ادامه مطلب
همه چی برای تو.... حرفاهایم..دردهایم..بغضهای فشرده در گلویم.. تنهایی شبانه ام...چشمان همیشه در انتظار تو ام.. قلب بی قرار و نا آرامم..نفسهای بی رمقم ...حق حق گریه های گره خورده با ناله هایم .. راه رفتنهای زیر باران بدون توام...هم صداهم نوا با گریه آسمانم همه و همه برای توست ... خدا می داند و دلم ...که چقدر بی تو ضعیفم .... بی تو توانایی انجام هیچ کاری را ندارم .... چرا من لحظه ای بدون یاد و خاطره اتآرام نمی گیرم چه کردی با دلم که بی تو مدام تنگ است و نگران... کاش باز هم بدانی که بیش از پیش عاشقترینتم و جز این دگر مرا کاری نیست ...راهی نیست .... ...
ادامه مطلب
بازم دلم داره هواتو توذهنم دارم فقط نگاتو مگه میشه ازت چشم بردارم یا که نخام بشنوم صداتو از وقتی شدی دلو جون من دیگه شدی همه وجود من خدا همیشه همراهت ای تو یارم بدان تازنده ام دوستت دارم...
ادامه مطلب
می توانم تو را هی بسازم ، هی خرابت کنم بچه گانه بین یک پازل سخت گیجم ، بسکه گم می شوی این میانه هر چه می گردمت مبهمی باز ، هر چه دنبال تو می دوم آه باز با دست خالی نشستم ؛ گوشه ای له شدم کنج خانه قانع ام می کنی تا بمانم ، دور و تنها بمانم همیشه چشم هایم پر از بغض و غیظ اند ، مثل لجبازی کودکانه زندگی باید اینگونه باشد ! تا که جذاب و شیرین بماند دور مانده همیشه عزیز است ... آخ ! اما نه در این زمانه هیچ کس را نداری تو بی من ، تا که گرمای دست تو باشد هیچ کس را ندارم به جز تو ، تا ببوسد مرا عاشقانه کاش می شد کنارت...
ادامه مطلب
من تو را آسان نیاوردم بدست ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را اسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست من تو را اسان نیاوردم به دست در دل اتش نشستن کار اسانی نبود راه را بر اشک بستن کار اسانی نبود با غروری هم قدو بالای اسمان بارها در خود شکستن کار اسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینیه بار غم شکست من تو را اسان نیاوردم به دست در بدست اوردنت بردباری ها شده بی قراری ها شده ، شب زنده داری ها شده در بدست اوردنت پایداری ها شده با ظلم و جر روزگار سازگاری ها شده ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را اسان نیاوردم به دست من تو...
ادامه مطلب