گله مندی نیاموخته ام
اری
اینبار هم
گله ای نیست
زندگی جاده ای پرپیچ و خم
همراه سفر گر که مرا نیست
گله ای نیست
سوختن در طلب وصال معشوق، راه و رسم عاشقیست
مرحم سوختگی گر که مرا نیست
گله ای نیست
خورشید ز من روی گرفته
آسمانم ابری
لیک گر که بارانی نیست
گله ای نیست
در وادی عشق، گم کردن خود راه نجات است
من ک در عشق تو گم بودم و هستم
کسی ناجی من نیست
گله ای نیست
جای مشت های گره کرده ی من بر روی دیوار
تا ابد برجاست
زخمهای دستم اما ماندنی نیست
یاد من گر که نکردی هرگز
گله ای نیست
روسیاه است دلم گر که ز تو دست بشوید
گله مندی را او هیچ بلد نیست
گله ای نیست...
قایق خرد...ما را در سایت قایق خرد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 80