خدا حافظی....

خرید بک لینک
یادم میاد وقتی بچه بودم هر وقت کسی میومد خونه مون میرفتم دستشو میگرفتمو سلام میکردم

وقتی میخواست بره منتظر بودم بگه خدا حافظ تا من هم با خوشحالی بگم بسلامت بازم بیا خونه مون!!!

یه بار دائیم اومده بود با بابام حرفشون شد موقع رفتن با عصبانیت بدون خدا حافظی از خونه رفت بیرون من دویدم دنبالش صداش زدم :دائی... برگشت گفت چیه گفتم: چرا خدا حافظی نکردی رفتی ؟!!

وقتی میری باید بگی خدا حافظ..دائیم عصبانی بود عصبانی ترشد گفت: خدا حافظ ومرض خدا حافظ ودرد بی درمان.....من هم ترسیده بودم هم ناراحت بغض گلومو گرفته بود ......

بعد ازون دیگه هیچوقت با کسی خدا حافظی نمیکردم دنبال هیچکی تا دم در خونه نمیرفتم هر وقت کسی میومد فقط بهش نگاه میکردم رفتارشو زیر نظر میگرفتم که یه موقع مثل دائیم عصبانی نباشه .حالا بعد از اینهمه سال وقتی یکی موقع خدا حافظی حرفائی بهم میزنه که من تا همه عمق وجودم

ناراحت میشم ونمیتونم جواتشو بدم دیگه باهاش خدا حافظی نمیکنم سعی میکنم جائی نباشم که مجبور باشم باهاش سلام کنم.

قایق خرد...

ما را در سایت قایق خرد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 1:19

صفحه بندی