
باز بوی دفترپاک کن ها ی سفیدته مداد قرمزباز هم مهر رسیدباز هم رج زدن حرف الفباز هم دخترکی سر به هوا.دختری گیج که نامش کبراست.و هزاران سال استقول ها داده به خودو گرفته تصمیمکه دگر بار کتاب خود راباز جا نگذارد.شب به زیر بارانآن کتاب کهنه.همچنان خیس وچروکیده و باران زده استباز هم سال دگرباز پاییز دگرباز تصمیم دگرباز کوکب خانمچند مهمان داردباز هم سفره رنگین پهن استو کدام از ماهادر پس این همه سال…xa0 حسر...
ادامه مطلب
هديه ام از تولد گريه بود خنديدن را تو به من آموختی xa0 سنگ بوده ام تو كوهم كردی برف بوده ام تو آبم كردی آب می شدم تو خانه دريا را نشانم دادی xa0 می دانستم گريه چيست خنديدن راxa0 تو به من هديه كردی. ...
ادامه مطلب
متن قبلی که به زبا ن عربی برات نوشته xa0بودم رو ظاهرا نخوندی حتما xa0سرت شلوغ بوده و نرفتی کلبه تنهائیxa0 خدارو شکر چون من حس تنهائی رو اصلادوست ندارم .امیدوارم xa0تو شلوغیهای روز خیال تنهائی منو یادت بیارهxa0و وقتی خواستی بری تو ی کلبه تنهائیامون با هم باشیم من وتو فقط من وتو ...
ادامه مطلب
کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت بی زحمت یک کم «خیال خوش » میخواهم ببخشید این «خنده ها از ته دل » چندن؟ آقا! این «آرامشا » لحظه ای چند! این «بی خیالیها» که می پاشن روی زندگی مشتی چند! از این « روزایی که بی بغضن » دارین؟! نه... کاش یه جایی بود می شد رفت و بگی آقا یه «زندگی » می خوام با اونی که «دوستش دارم و دوستم داره » بهاش رو هر چی باشه می دم ...چنده! بی زحمت جنس خوبش ! با دوام ! همیشگی !...
ادامه مطلب
بعضی وقتا ذهنم به شدت مشغوله وافکارم بی هدف همه جا میچرخن تمرکز فکریم به هم خورده تو ی اون لحظه همه چیز برام نا امید کننده به نظر میاد نه حرف کسی رو میفهمم نه حوصله شنیدن دارم گیج ومنگم حتی حرکات غیر ارادی بدنم مختل میشه xa0پلک زدن نفس کشیدن انگار تعادل بدنم کاملا بهم خورده....!!! ...اما یک لحظه یه حسی به این اشفتگی فکریم پایان میده ذهنم متوجه یه چیزی میشه افکارم روی یه چیزی متمرکز میشن یه حس خوب میاد سراغم وانگار از یه برزخی وارد xa0باغ سر سبزی میشم که منو به ارامش میرسونهxa0 بارها این اتفاق بر...
ادامه مطلب
xa0xa0 xa0xa0وقتی می بینم برای صحبت کردن با تو بایدxa0یک هفته سرکنم ؛ xa0 xa0xa0xa0xa0xa0 بار سنگین غصه هایم ۲برابر می شود . xa0 xa0برایم خیلی سخت است که از نبودنت بنویسم ... xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آری امروز دلم از نبودنت تنگ است ... xa0 xa0اگر بودی این همه تنها نمی شدم ... xa0 این همه خسته ، دلگیر ، دلشکسته نمیشدم ... xa0 اگر بودی از تو و برای تو می نوشتم ... xa0 از عشق و از عاشقی تومی می نوشتم ... xa0 از باتوبودن ها xa0 از لحظات شیرین نوازش xa0 از جای امن آغوش پر ...
ادامه مطلب
یه روز توی دریای بیکران دلتنگیام شناور بودم و از قایق ذهنم خاطره های تلخ گذشته رو خالی می کردم که متوجه شدم پاروی شکسته یک خیال عاشقانه در منتها الیه خاطراتم جا خوش کرده و هنوز هم می تواند در ادامه مسیر کمکم کند... از پشت در خونه دستی بیرون اومد و صدایی که پر از احساس خواستن بود چیزی بهم داد و بعد در بسته شد و من از پله ها پایین رفتم و همه چیز برایم عوض شد... حس خوبی که بعد از اون در وجودم شعله کشید تا الان روشنه و به من گرمی میده ...........
ادامه مطلب
سلام به همه دوستان عزیزم... سلام ویژه به دوستان گلم که ویژه هستند و مرتب منو یاد میکنند.. بهم سرمی زنن و مطلب می نویسن... همتون رو دوست دارم ...و براتون آروزهای خیلی خوب از خدا دارم.. موفق باشید عزیزان گرامی .......
ادامه مطلب
xa0 دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم .. لابه لای تمام خاطرات گذشته .. تمام خوبهایم را ورق زدم .. لحظه به لحظه اش را ... رد پایت همه جا جاریست .. اما ..... دوباره تکرار داستان همیشگی !! نبود تو وانتظار من ... امروز هم بدنبالت میگردم مثل همه روزهای نبودت ! امروز هم سراغت را از تمام برگها میگیرم .. شاید برگی را از قلم انداخته باشم ... لعنت به این انتظار...لعنت به این دلتنگی...لعنت به این فاصله........
ادامه مطلب