
xa0xa0 xa0xa0وقتی می بینم برای صحبت کردن با تو بایدxa0یک هفته سرکنم ؛ xa0 xa0xa0xa0xa0xa0 بار سنگین غصه هایم ۲برابر می شود . xa0 xa0برایم خیلی سخت است که از نبودنت بنویسم ... xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آری امروز دلم از نبودنت تنگ است ... xa0 xa0اگر بودی این همه تنها نمی شدم ... xa0 این همه خسته ، دلگیر ، دلشکسته نمیشدم ... xa0 اگر بودی از تو و برای تو می نوشتم ... xa0 از عشق و از عاشقی تومی می نوشتم ... xa0 از باتوبودن ها xa0 از لحظات شیرین نوازش xa0 از جای امن آغوش پر ...
ادامه مطلب
من تو را آسان نیاوردم بدست ای از عشق پاک من همیشه مست xa0من تو را اسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست من تو را اسان نیاوردم به دست در دل اتش نشستن کار اسانی نبود راه را بر اشک بستن کار اسانی نبود با غروری هم قدو بالای اسمان بارها در خود شکستن کار اسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینیه بار غم شکست من تو را اسان نیاوردم به دست در بدست اوردنت بردباری ها شده بی قراری ها شده ، شب زنده داری ها شده در بدست اوردنت پایداری ها شده با ظلم و جر روزگار سازگاری ...
ادامه مطلب